تجویزهای تخیلی برای کرونا

به گزارش وبلاگ انار، لابد دیده اید عده ای را که درباره ویروس کرونا، به قرائت های شخصی متوسل می شوند؛ آنها در تدوین پروتکل های بهداشتی کاملا به اجتهاد رسیده اند! در حالی که سازمان جهانی بهداشت مرتب توصیه های بهداشتی را به صورت مدون و به روز شده، براساس قواعدی تعیین اعلام می کند، هنوز هستند عده ای که می خواهند بنابر تفاسیر شخصی خود بگویند به لحاظ فردی چه کار باید بکنند و چه کار نباید بکنند.

تجویزهای تخیلی برای کرونا

با این که اجرای همین تفاسیر شخصی، فقط به خود آنها آسیب نمی زند و در واقع آنها با به تعویق انداختن انجام مسؤولیت های اجتماعی خویش، جان دیگران را هم به خطر می اندازند. ماجرا آنجا پیچیده و بغرنج تر می شود که این عده، تزهای خود را صرفا نزد خود نگاه نمی دارند، بلکه دیگران را هم توصیه و نیز به درپیش دریافت چنین رفتاری دعوت می کنند، حتی مسؤولان و کارشناسان پزشکی و بهداشتی را! در این میان بدیهی است از این عده، هر یک گستره نفود بیشتری داشته باشد، حرفش به گوش تعداد بیشتری می رسد و به همین فراخور آسیب بیشتری نیز می تواند به اردوگاه کنترل شیوع ویروس کرونا وارد آورد و تلاش های ده ماهه مردم و مسؤولان برای قطع زنجیره انتقال را تباه کند. از این کسانی که مجهز به گستره نفوذ بیشتری در جامعه هستند، یکی شان هم اعضای خانواده سینماست.

در این مدت، اظهارنظر غیرکارشناسانه درباره کرونا کم نشنیده ایم، از برخی سینماگران. این در حالی است که خانواده سینما، در همین چند مدت اخیر سه نفر از اعضای مهم، کاربلد و محبوب خود را از دست داده و جزو داغدارترین گروه های جامعه است.

غائله افخمی - نمکی

درست است که از همین امروز اعمال برخی محدودیت های اجتماعی برای مشاغل حذف می شود و حتی برخی کارشناسان گفته اند زنجیره انتقال ویروس قطع شده و تهران نیز پس از ماه ها به وضع نارنجی بازگشته است، اما هیچ کارشناسی در این میان نگفته که دیگر خیال تان راحت باشد! هنوز همه شان، همگان را به رعایت پروتکل ها توصیه می کنند. ازجمله این که دولت نیز محدودیت رفت وآمد شبانه را با وجود کاهش آمار ابتلا و مرگ و میر، برنداشته است.

با این حال، کمی پیشتر از این تغییر وضع، در روزهایی که آمار مرگ و میر و ابتلا در توفانی ترین روزهای خود بود، بهروز افخمی، کارگردان طی اظهارنظرهایی عجیب درباره عملکرد مسؤولان سلامت کشور در بحران ویروس کرونا، شهر را به هم ریخت.

او ابتدا خطاب به سعید نمکی وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی نامه ای انتقادی نوشت سپس با خبرگزاری خبرآنلاین دوباره مباحث مطرح شده در نامه را تحلیل کرد. خلاصه کلام او این بود که این همه محدودیت لازم نیست، مرگ 400 تا 600 نفر روزانه فاجعه نیست و چون به هرحال کرونا عده ای را می کشد و نمی توان با کندکردن شیوع ویروس مردم را نجات داد، از کجا معلوم اینها که با کرونا می میرند، با دیگر امراض نمی مردند و ...

افخمی در بخشی از نامه اش نوشته چرا باید به کسانی که مبتلا شده و آن را از سر گذرانده اند، محدودیت ها را تحمیل کرد و از این رو مثال زده که چنین افرادی نباید مغازه هاشان بسته شود، چون بابت مصونیت شان نمی توانند ویروس را به کسی منتقل کنند.

جدای از این که هنوز کارشناسان حوزه سلامت به قطع و یقین نگفته اند کسانی که یک بار مبتلا می شوند، دیگر در حاشیه امن قرار می گیرند و نیازی به رعایت کردن پروتکل ها ندارند، باید گفت مگر اعمال محدودیت های اجتماعی و به ویژه در اینجا تعطیلی برخی مراکز فروش، بابت این است که فروشندگان زنجیره را به خریداران منتقل نکنند؟! خب اصلا آقای فروشنده و صاحب مغازه مصون! دیگرانی که آنجا رفت وآمد می کنند، اگر مبتلا باشند، نمی توانند ویروس را به دیگران منتقل کنند؟ مشخص است که می توانند.

بهروز افخمی سعی کرده در نامه ای که به وزیر بهداشت نوشته و در دیگر اظهارنظرهایش در رابطه با پروتکل های بهداشتی، برای جلوگیری از شیوع ویروس، خود را منتقدی نشان بدهد که در رابطه با مسائل سلامت، تحقیق و جست وجو کرده و مستدل حرف می زند. اما همین مطالبه او درباره آن دسته از صاحبان مشاغلی که ظاهرا مصون از ابتلای دوباره یا انتقال ویروس به دیگران هستند، نشان می دهد که آقای کارگردان به برخی ظرایف مطلقا اشراف ندارد و صرفا تنور را غیرکارشناسانه داغ کرده اند.

افخمی در بخشی دیگر از نامه اش، سوالی از وزیر بهداشت پرسیده و البته چون می دانسته این پرسش، بسیار مورد توجه قرار خواهد گرفت و جنجال به پا خواهد کرد، در متن نامه آن را پرسش بی ملاحظه نامیده است. البته چنین اطلاقی مطلقا نمی تواند از سویه های غیرانسانی این اظهارنظر کم کند.

خلاصه ادعای او این بوده است که هیچ معلوم نیست کسانی که بر اثر ابتلا به بر کرونا می میرند، در غیر این صورت نیز می توانستند بابت سالمندی زنده بمانند یا نه! او حتی بعدها که نامه اش سر و صدا به پا کرد، با خبرگزاری خبرآنلاین به گفت وگو نشست و این ادعا را این بار این طور بیان نمود: امسال ما، بین 410 تا 420 هزار مرگ خواهیم داشت که 85 درصدشان سالمند هستند. با این محدودیت ها، حداکثر می توان جلوی مرگ 20 هزار نفر را گرفت که معلوم نیست بدون کرونا هم زنده بمانند. آیا با اتکا به گزاره ای چون معلوم نیست سالمندان بدون ابتلا به کرونا هم زنده بمانند! باید از صیانت جان مردم دست کشید؟ این از آن حرف هاست.

آقای کارگردان در گفت وگوی اخیرش، باز هم با برخی اظهارنظرها سر و صدا به پا کرده است. مثلا گفته: تعطیلی مملکت و نجات جان یک سالمند، شاید منجر به مرگ سه یا چهار جوان شود. مثلا یک جوان اگر به دلیل بیکاری یا ورشکستگی ناشی از تعطیلات، خودکشی کند، مرگش برابر است با فوت

پنج سالمند که جان شان را نجات داده ایم. با این حال، انتقادهای افخمی سراسر هم مبتنی بر اظهارنظرهای غیرکارشناسانه نیست.

او در رابطه با آمار و ارقام تجهیزات پزشکی کشور، هشدارهای بهینه و انتقادهای سازنده ای را خطاب به مجموعه درمان کشور مطرح کرده است.

افخمی تنها نیست!

خب خیلی از پزشکان و متخصصان و کارشناسان در شبکه های اجتماعی، پاسخ هایی به افخمی منتشر کرده اند. اما در این میان، یکی از منتقدان فیلم که از قضا پزشک متخصص هم هست، وارد ماجرا شده و افخمی را متهم به نادانی در علم کرده است. او در متنش که تلویحا و آشکارا افخمی را به عادت در به پا کردن جنجال با اظهارنظرهای عجیب متهم کرده، خطاب به او نوشته: فرآیند تولید علم، زمانبر و پیچیده است و همین طور الکی نمی توان نظر داد. مشکل افرادی مثل آقای افخمی که در حوزه تخصصی پزشکی نظر می دهند، این است که اصلا نمی دانند علم چیست.

آقای افخمی چطور می تواند به راحتی بگوید 400 تا 600 کشته در روز، فاجعه نیست؟ ایشان فیلمساز است، یک پلان را تصور کند که 600 جنازه کنار هم، ردیف شده باشد. مثل این است که هر روز یکی دو هواپیمای مسافربری در کشور سقوط کند.

با این حال بهروز افخمی، تنها سینماگری نبوده که در این مدت، با اظهارنظرهای غیرکارشناسانه شهر را به هم ریخته است.

پیش از این، به طور مثال افسانه بایگان هم حرف هایی زده بود که سر و صدا به پا کرد. او در اظهارنظری آمیخته با گرایش های کاذب معنوی که ناظر بر قرائت های اشتباه او از مقولات عرفانی است، گفته بود که انرژی منفی نداشته باشیم و به کرونا که الفش رو به بالاست بگوییم کروناز چون ز مثل سرسره می آید پایین و این طوری دیگر کاری از دست ویروس ساخته نیست!

هنگامه قاضیانی هم چندی پیش گفته بود در رعایت پروتکل ها کاری از ما برنمی آید. او گفته بود کرونا را جدی نمی گیرد، چون دچار اضطرابش می کند.

البته جز چند مورد از این دست، باقی سینماگران در این مدت با کادر درمان و مردم همراه بوده و سعی کرده اند در این جهت همراهی کنند.

حداقل از اشک های پیرمرد شرم کنید

لابد دیده اید آن ویدئوی کوتاه را که زنده یاد پرویز پورحسینی، چند وقتی پیش از درگذشتش، با ماسک جلوی دوربین قرار می گیرد و التماس می کند از مردم که رعایت کنند و بعد بغضش می ترکد و می گوید: ما داریم عزیزترین کسان مان را از دست می دهیم. ما با خجالت این روزها این ویدئو را می بینیم. آیا همکاران پورحسینی که چنین سهل انگارانه و غیرکارشناسانه درباره لزوم کاهش محدودیت ها سخن می گویند، از حضور غایب پرویز پورحسینی در این ویدیو خجالت نمی کشند؟ شرم نمی کنند وقتی می بینند پیرمرد محبوب سینمای ایران با بغض التماس می کند و حالا جان خودش را هم در این میان از دست داده است؟

صابر محمدی - ادبیات و هنر / روزنامه وبلاگ انار

منبع: جام جم آنلاین

به "تجویزهای تخیلی برای کرونا" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "تجویزهای تخیلی برای کرونا"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید